هّـــــــــــــــه !
......................
"هــــے,,, روزگـــــار!!"
"بہ چہ میــخـــــــــندے؟"
" بہ کــــــــــــے "
" بـہ مـــــن "
"منـــے کـہ فــــــقـط بـاختــــــمـ"
"منــــــے کہ هـمیـــشہ سـهممـ از هـــــــــرآشـنائــــے "خــــــداحافــظـے" بـود !!
هــه ،،،
بخـــــــــنـد شـــاید خـــــنـده دار باشـہ قصـہ کســـــیکہ "آدمـ فـــروشــے" نکـــــــــــرد !!
امــــا ،،"فروخته شد"
زندگی
هم انقدر بد نیست
مزخرفه
.
می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !
.
.
مرا دوست داشته باش
امــــــا؛ تجربه ام نکن . . .
برای آموختن، ابزار مناسبی نیســـــتم
.
هـᓄـه چیز گذشت ، تـᓄـاـᓄ خاطرات بدو خوب گذشت، هـᓄـه رفتن ، هـᓄـه ᓄـنو تنها گذاشتن ،
هـᓄـه بهـᓄ تیکه انداختن
هر کے هر چے دوست داش بهـᓄ گفت ، ᓄـنو بے ادب ف بے فرهنگ هـᓄـه چیز خوندن نابودᓄ کردن
هـᓄـه شون رفتن ولے خاطراتشون براـᓄ ᓄـونده ، شاید رفتنشون ساده باشه ولے خاطراتشون...........
هیییییے روزگار خیلے ناـᓄـردے
روزاے خوب گذشت و رفت
تنهاااااااااااااااااااے تنهااااااااااااااا با خاطراتش
این دنیا خیلے بهـᓄ غصه داد
این دنیا ᓄـنو پیر کرد
چه گناهی کردم
اخه من کیم !!!!!!
یه دختر15 ساله.عاشق میشه
گناش چیه!!!!!
"بعضی وقتا باید یقه ی احساست رو بگیری و بزنی تو گوشش و باتمام قدرت سرش داد بزنی و بگی:
خفه شو ٬بسه٬ تا الان هر چی کشیدم از دست تو بوده..."
من از نسل لیلی ام...
من از جنس شیرینم...
در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد...
من دخترم...
با تمام حساسیت های دخترانه ام...
با تلنگری بارانی میشوم...
با جمله ای رام میشوم...
با کلمه ای عاشق میشوم...
با فریادی میشکنم...
با پشت کردنی ویران میشوم...
ب راحتی وابسته میشوم...
با پیروزی به اوج میرسم...
هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...
هنوزم هم برایشان لالایی میخوانم...
هنوزم هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...
هنوزم هم برای شکلات جان میدهم...
هنوزم هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...
من دخترم...
پر از راز...
هرگز مرا نخواهی دانست...
هرگز سرچشمه اشکهایم را نمی یابی...
هرگز مرا نمیفهمی...
مگر از نسلم باشی...
مگر از جنسم باشی...
من دخترم...
از نسل لیلی...
از جنس شیرین...
کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه
“چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …
هر وقت یڪ نفرو داغُون ڪردی
و باهاش بَد حرف زدی اما اون داشت
مِثل قَبل باهات رفتار میڪرد..
. مطمئن باش و بہ حرفَم اعتماد ڪن
ڪ اون عاشقتہ اذیتش نڪن
... یه وقت از پیشش نری اخه
ا.گه بری اون داغون میشه میمیره
بفهم
مــــ یـ مــــــ یــــــ ره

نمی دانم مشکل از کجاست؟
از بغض یا کاسه……..این روز ها زیاد لبریز می شود…..




